السيد محمد علي الأبطحي

181

مسائلى از فقه شيعه ( فارسي )

در نماز همان طور بخواند ، سپس بفهمد غلط خوانده ، بايد دوباره نماز را بخواند . ( مسأله 979 ) : اگر زير وزبر كلمه اى را نداند ، يا نداند مثلا كلمه اى به س است يا به ص ، بايد ياد بگيرد ، وچنانچه دو گونه يا بيشتر بخواند ، مانند اين كه در اهدنا الصراط المستقيم صراط را يك بار با سين وبار ديگر با صاد بخواند نمازش باطل است ، ولى اگر آن كلمه اى را كه دو گونه خوانده از أذكار باشد ، وغلط خواندن از ذكر بودن خارجش نكند نمازش صحيح است . ( مسأله 980 ) : اگر در كلمه اى واو باشد وحرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد ، وحرف پس از واو در آن كلمه همزه باشد ، مانند كلمه سوء بايد آن وأو را مد بدهد يعنى آن را بكشد ، وهم چنين اگر در كلمه اى الف باشد وحرف پيش از الف زبر ، وحرف پس از الف در آن كلمه همزه باشد ، مانند جاء بايد الف آن را بكشد ; ونيز اگر در كلمه اى ى باشد وحرف پيش از ى در آن كلمه زير داشته باشد ، وحرف پس از ى در آن كلمه همزه باشد ، مانند جئ بايد ى را با مد بخواند ، واگر پس از اين حروف واو والف ويا به جاى همزه حرفى باشد كه ساكن است ، يعنى زبر وزير وپيش ندارد ، باز هم بايد اين سه حرف را با مد بخواند مثلا در ولا الضالين كه پس از الف حرف لام ساكن است بايد الف آن را با مد بخواند . وچنانچه به اين دستور رفتار نكند ، احتياط واجب آن است كه نماز را تمام كند ودوباره بخواند . ( مسأله 981 ) : احتياط واجب آن است كه در نماز ، وقف به حركت ووصل به سكون ننمايد ، ومعناى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد ، وبين آن كلمه وكلمه بعدش فاصله دهد ، مثلا بگويد : الرحمن الرحيم ، وميم الرحيم را زير بدهد ، سپس قدرى فاصله دهد وبگويد : مالك يوم الدين . ومعناى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمه اى را نگويد وآن كلمه را به كلمه بعد بچسباند ، مانند اين كه بگويد : الرحمن الرحيم وميم الرحيم را زير ندهد وزود مالك يوم الدين را بگويد .